عشق نفرتی
فریاد رس من!! کجایی؟؟؟ (مشاور عشق) مشاور مشکلات عشقی شما
بعضی وقتا که میام تو وب احساس می کنم خودمو مسخره کردم هر روز هر روز میام واسه خودم الکی یه چیزایی میزارم پیش خودم دلم خوشه که یکی میاد نگاه کنه نظر بده ولی افسوس که حتی سالی یه بار هم ککسی نمیاد دیگه دارم از کارای تکراری روزانه خسته می شم فکر کنم هم خودمو مچل کردم هم دارم جای اونایی رو که می تونن بهتر بدرخشن رو تنگ کردم به کمکتون احتیاج دارم راهنماییم کنید خواهش میکنم خواهش می کنم اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده ..... اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري سوال من راجع به فیلم پنجمین خورشید که تو ایام ماه رمضان از شبکه سه بخش می شد هست من یه ماه نشستم این فیلم رو نگاه کردم ولی در مورد قسمت آخرش هیچی نفهمیدم یه جورایی احساس می کنم مچل شدم اگه از بین دوستان کسی فهمیده که جریان از چه قرار بود اگه زحمتتون نمیشه تو بخش نظرات جریان رو واسم توضیح بده ممنون میشم منتظر جواب های شما عزیزان هستم آدما از آدما زود سير مي شن آدما از عشق هم دلگير مي شن آدما رو عشقشون پا مي ذارن آدما آدمو تنها مي ذارن منو ديگه نمي خواي خوب مي دونم تو كتاب دلت اينو مي خونم ***** يادته اون عشق رسوا يادته اون همه ديوونگي ها يادته تو مي گفتي كه گناه مقدسه اول و آخر هر عشق هوسه آدما آخ آدماي روزگار چي مي مونه از شماها يادگار ***** ديگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دو رو خسته شدم نمي خواي بموني توي اين خونه چشم تو دنبال چشماي اونه همه ي حرفاي تو يك بهونه ست اون جهنمي كه مي گن اين خونه ست ای کاش می دانستی چقدر سخت است. چقدر دشوار است، هر شب بی آنکه تو در کنارم باشی با یادت بنشینم و ترا زمزمه کنم و برایت بنویسم. ای کاش بودی تا ببینی. چقدر در التهابم. نیستی در کنارم تا حرفهای دلم را رو در رو برایت بازگو کنم و من بایست هر شب، خسته از گذشت روز، خمیده از خستگی ها، بی تاب از خمودگی ها و رنجور از بی تابی ها و رنجیده از غریبه ها بنشینم و برایت سخنان شیرین بنویسم. هیچ کس نیست که بداند در دلم چه می گذرد. اگر می بینی می نویسم و می نویسم و به نوشتن ادامه می دهم از آن روست که می دانم تو می خوانی. می دانم تو هستی و تو می بینی و می شنوی. می دانم که تو در کنار منی. شاید نه در فاصله ای نزدیک اما لاقل آنقدر که ... . اصلا مهم نیست. کافی لبخندی از تو و یا حتی گوشه چشمی را در ذهن مرور کنم. می توانم ساعتها بنویسم و برای همین است که می گویم اینها همه از سر عاشقی است.نترس. هنوز دیوانه نشده ام. اما فرصت دارم. برای دیوانگی. برای فرزانگی. برای جاودانگی. و من به حضور نزدیکم. و به دیدار. و به کنار. در کنارم باش. حتی اگر از من دوری. عزیز دل! دلم طاقت نشستن ندارد وقتی به چشمهایم می نگری چشمهایم تحمل نگریستن ندارد وقتی مرا می نوازی روحم پر می کشد وقتی با من سخن می گویی زبانم هم که بند می آید تو بگو چه کنم با این همه التهاب که همه از دوست داشتن توست غزل هایم را فراموش می کنم از سهراب یا نیما، فروغ یا شهریار چیزی به یاد نمی آورم فقط باید زمزمه کنم زیر لب به گونه ای که تو نیز بشنوی کسی درون من است که از دریچه چشمم به کوچه می نگرد کسی درون من است... چندی است که دیگر دل عاشق شدنم نیست میلی به گل باغ و هوای چمنم نیست از خون سیاوش چه غریبانه گذشتند این دشت دگر جای شقایق شدنم نیست گویند که شیرین همه جاهست چه حاصل؟ امروز که شوریدگی کوه کنم نیست! گر بخت بود کشتن من کار نسیمی است چون شمع دگر حوصله ی سوختنم نیست همپای جنون گر به دل شهر بگردم... شادم که به جز سنگ کسی راهزنم نیست از جمع شما چون بروم مثل خیالم آنقدر لطیفم که نیاز کفنم نیست!!! آغوش گشایی پی دلجویی ام امروز دیر آمده ای؛ مانده به جز پیرهنم نیست د ر دفتر نظر یادتون نره ممنونم میدونی طاقت جدایی رو ندارم میخوامکه نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم با تو مثل صد تا بهارم چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!! چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو منتظر نظراتتونم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



